العربي | English
.::: باشگاه شهر قرآن :::. ورود | پيوستن | كمك

در جستجو

استان فارس

قبلي بعدي مرتب كردن پستها
  • 7780  ۰۶:۵۰ ۰۱/۰۲/۱۳۸۷

    نقشه گردشگری و راهنمای استان فارس

    یا رب زِ باد فتنه نگهدار خاک پارس                                    
                                                       چندان که خاک را بود و باد را بقا
                    (سعدی)

    استان فارس یكی از كهن ترین مناطق ایران است كه 121000 كیلومتر مربع وسعت دارد و تقریبا 7% كشور را شامل می شود. این استان چه از لحاظ طبیعت گردی و چه فرهنگی از مهمترین مناطق کشور به شمار می آید.
    فارس با توجه به وسعت زیاد و نزدیكی به خلیج فارس در نواحی جنوبی و مجاورت به كویر در نواحی شمال شرق، دارای تنوع اقلیمی زیاد و منحصر به فردی است. سه ناحیه آب و هوایی متمایز در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستان‌های نسبتا سرد و تابستان‌های معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستان‌های نسبتا بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستان‌های معتدل و تابستان‌های بسیار گرم است.
     

    نقشه تقسیمات استان فارس؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور
    نقشه تقسیمات استان فارس؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور

    وجود جاذبه های طبیعی مانند آب و هوای مطلوب، غارهای طبیعی، تنوع ناهمواری ها، وجود مناطق ییلاقی و قشلاقی، دریاچه ها، رودخانه ها، چشمه های آب معدنی، نواحی جنگلی، پارک های حفاظت شده، حیات وحش و زیبایی پوشش گیاهی این استان، از جمله پدیده هایی محسوب می شوند که می توانند در جذب گردشگران و مسافران به استان موثر باشند.
    علاوه بر جاذبه های طبیعی، آثار بازمانده از ایران پیش از اسلام که جزء میراث جهانی محسوب می شوند از چنان جاذبه هایی برخوردارند که توانایی جذب هر نوع تور گردشگری را از نقاط مختلف دنیا دارند.
    ."فارس" و "فارسی" شکل عربی‌شده "پارس" و "پارسی" هستند. برخی از ایرانیان همواره در تاریخ و ادبیات ایران زمین همان "پارس/پارسی" را بکار برده‌اند و این ویژگی تا امروز همچنان پابرجاست. به گفته لغتنامه دهخدا و دانشنامه بریتانیکا به فارس، "فارسستان" هم گفته شده است.
    استان فارس را یکی از مهمترین استانهای کشور از لحاظ گردشگری فرهنگی و آثار باستانی پیش از اسلام به شمار می آید. این استان گرچه  از لحاظ قدمتِ آثار باستانی شاید آثاری با قدمت هگمتانه و چغازنبیل نداشته باشد؛ لیکن به دلیل سالم ماندن نسبی بسیاری از آثار باستانی هخامنشی در آن بیشک منحصر به فرد است.
    تاریخ ایران زمین، به نظر آنوبانینی، از هر جهت با تاریخ فارس گره خورده است. کوروش کبیر، شاه شاهان و بنیانگذار سلسله عظیم هخامنشی (670-330 پیش از میلاد) از این خطه برخواسته است. این پادشاه یگانه و بی نظیر که استقرار حکومت بزرگ پارسی و انتشار اولین منشور حقوق بشر توسط وی به انجام رسید از خاک پاک پارس بر آمده و در این خطه کهن خفته است.

    کوروش آیین های نیک آورد در کشور پدید                                      
                                   شیوه ی قانون گذاری، او به عالم گسترید
     (ملک الشعرای بهار)           

    تخت جمشید و بسیاری از بناهای شکوهمند باستانی ایران زمین، یادگاران این سلسله و به خصوص داریوش هخامنشی، پادشاهِ قدر قدرت آن است.
    بر خواستن اردشیر بابکان، سرسلسله و بنیانگذار امپراطوری بزرگ ساسانی (226-642 میلادی)، از فارس نیز از نکات قابل توجه در تاریخ این خطه است.

    اردشیر بابکان آمد ز ساسان یادگار                                         
                                                        بود ساسان از نژاد بهمن اسفندیار                  
     (ملک الشعرای بهار)             

     اردشیر بابکان با پیروی از تعالیم زرتشتی حکومت عظیمی را پایه گذاری کرد که در شکوه و عظمت و افتخار از هخامنشیان چیزی کم نداشت. ساسانیان که خود را جانشین هخامنشیان میدانستند با پایان دادن به حکومت بیگانگان سلوکی و اشکانی، اوج قدرت و فرهنگ ایرانی را به جهانیان نشان دادند.
     این سلسله با شکست دادن رومیان در زمان شاپور اول، پیروزی بر اعراب در زمان شاپور دوم و پیروزی بر لشگر متجاوز چین در زمان هرمز چهارم (به سرلشگری بهرام چوبین) و پیروزیها و افتخارات بسیار دیگر؛ امپراطوری فرهمند ایرانی را گسترش دادند.
    حکومت انوشیروان دادگر (خسرو اول) که پند و اندرزهای خردمندانه اش در طول تاریخ بر تاج پادشاهان ایرانی نگاشته شده و خدمات وی در اعتلای فرهنگ غنی ایرانی؛ از نمونه های برجسته حکومت پادشاهان این سلسه بوده است.

    زنده است نام فرخ نوشیروان به عدل                                          
                                                             گرچه بسی گذشت که نوشیروان نماند                             
     (سعدی)   

    خطه فارس در تاریخ ادبیات پارسی نیز یکی از مهمترین مناطق ایران است. سعدی و حافظ، شعرای بزرگ سده های هفتم و هشتم که از عالیقدرترین شعرای تاریخ ایران بوده اند، بیشک خود برای ارجمندی فارس در فرهنگ و ادب پارسی کافی است؛ گرچه شعرای بسیار دیگری نیز از این خاک برآمده و نامور گشته اند.

    اگر به فارس رود کاروان اشعارم                                            
                                                     روان سعدی و حافظ کنندم استقبال                
     (جامی)     

    گردشگری در این استان شاید بیشترین فرصت را در میان استانهای کشور بطلبد. تخت جمشید، نقش رستم، پاسارگاد، بقایای کاخ اردشیر بابکان، امامزاده شاه چراغ، آرامگاههای خواجو، حافظ، سعدی و بابا کوهی؛ باغ ارم، آتشکده های متعدد استان، ارگ کریم خانی، بازار و حمام وکیل و سایر آثار دوره زندیه و مساجد و باغها و سایر دیدنیهایی که استان فارس را اینگونه در صنعت توریسم ایران برجسته می کند؛ هر گردشگری را به سوی این خطه خواهد کشاند.

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7781 در جواب به 7780  ۰۷:۱۱ ۰۱/۰۲/۱۳۸۷

    شهرستان فیروز آباد با وسعتی حدود 3575 کیلومتر مربع در جنوب غربی استان فارس و حدود 95 کیلومتری جنوب شیراز قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا 1600 متر و ارتفاعات عمده آن به صورت دو رشته کوه با جهت شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است. وجود این ارتفاعات باعث گردیده که این منطقه از آب و هوایی معتدل برخوردار باشد.
    شهرستان فیروزآباد از جمله شهرهای پرجاذبه اما به نظر آنوبانینی گمنام در زمینه گردشگری و توریسم می باشد. شهری كه امروزه فیروزآباد نامیده می شود، پیش از آن شهر گور نام داشته است. بر اساس منابع تاریخی معتبر، شهر گور یا جور را اردشیر بابكان (بنیانگذار سلسله ساسانی) بنا کرد و آنرا تختگاه خود قرار داد. پس از مرگ اردشیر به سال 241 میلادی، الگوی ساختمانی این شهر كه دایره ای شكل بوده مورد تقلید فراوان واقع گردیده و تا سده های میانه، نزدیك به چهار صد شهر بدین صورت ساخته شد.
    ابن بلخی كه یك هزار سال قبل فارسنامه را تالیف كرده است می نویسد: "فیروز آباد كه قدیم آنرا گور می نامیدند، به روزگار كیانیان، شهر بزرگی بوده و حصاری عظیم داشت. اسكندر ذوالقرنین چون به پارس حمله كرد چندان كه كوشید نتوانست به حصار شهر گور رخنه كند، لذا جهت رودی را كه از سر كوه می آمد، به طرف شهر برگرداند و در شهر جاری ساخت تا آنكه تمام شهر گور در آب غرق شد".
    فیروزآباد نسبت به زمین های اطرافش در گودی واقع شده، لذا با آب رودخانه ای كه اسكندر در شهر جاری ساخت؛ این شهر به یك دریاچه تبدیل شد. این دریاچه قرن ها باقی بود تا این كه اردشیر با تمهیداتی آب دریاچه را تخلیه كرد و شهر جدیدی به جای شهر گور بنا نهاد.
    حکیم ابوالقاسم فردوسی در مورد خشک کردن چشمه (دریاچه) مزبور و بنا و آبادانی این شهر توسط اردشیر در شاهنامه توضیح داده که در ابیاتی از آن می فرماید:

    یکی شارستان کرد پر کاخ و باغ                                                     
                                                      بدو اندرون چشــــمه و دشت و راغ                  
    بر آورد از چشــــــــمه آتشکده                                                      
                                                     بدو تازه شــــــد مهر و جشن سده                 
    همی راند از کـوه تا "شهر گور"                                                    
                                                     شد آن شارستان پر سرای و ستور                   
    (شاهنامه)               

    از آن پس این شهر اردشیر خوره نامیده شد. این شهر مجددا در زمان حمله اعراب به ایران ویران شد. زمانی كه عضدالدوله دیلمی (گیلانی) بر اعراب حاکم بر این شهر تسلط پیدا كرد، به آبادانی ویرانه ها همت گماشت و از آن به بعد این شهر فیروزآباد نامیده شد.
    اماکن تاریخی و زیارتی این شهرستان شامل: قلعه دختر، آتشکده مناره شهرگور، نقش تنگاب، امامزاده بزرگ در میمند، امامزاده اسماعیل، بی بی حور، بی بی نور، امامزاده شاه حیدر و امامزاده شعیب می باشد. اماکن سیاحتی این شهرستان نیز عبارتند از رودخانه تنگاب، تنگ خرقه، تنگ هایقر، چشمه حنیفقان (چهل چشمه)، رودخانه کنارسیاه، چشمه زنجیران، تنگ رودبال، دانال بهشت خرقه، جنگلهای طبیعی دشت موک و دشت کل.

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7782 در جواب به 7781  ۰۷:۱۵ ۰۱/۰۲/۱۳۸۷

    کاخ ارشیر بابکان (آتشکده ساسانی فیروزآباد)

     

    نماهایی از کاخ ارشیر بابکان یا آتشکده ساسانی؛ فیروزآباد؛ عکی از آنوبانینی

    اردشیر بابکان پس از پیروزی بر اردوان پنجم در نزدیکی شهر گور در مجاورت برکه ای بزرگ، یکی از مهمترین و باارزش ترین بناهای دوره ساسانی را با استفاده از مصالح سنگ و گچ ساخت. ساختار اصلی کاخ ارشیر سه بخشی است که شامل یک ایوان رفیع که چهار تالار بزرگ بر آن عمود شده اند. این قسمت از طریق پلکانی با برکه مرتبط می شده است. سه تالار گنبددار در پشت این بخش که با یکدیگر و ایوان و تالارها ارتباط دارد ایجاد گردیده. فضای داخلی دارای تزئینات گچبری با الگوگیری از نمونه های هخامنشی است. بالای گنبدها نیز باز است.


    کاخ ارشير بابکان؛ آتشکده ساساني؛ فيروزآباد؛ عکس از آنوبانيني
    نمایی از کاخ ارشیر بابکان یا آتشکده ساسانی؛ فیروزآباد

    بخش سوم نیز شامل یک حیاط با دو ایوان و تالارهایی در اطراف است که به نظر می رسد ورودی اصلی بنا در این قسمت قرار داشته است. نمای خارجی بنا دارای نیم ستون های تزئینی گچی زیبایی است.
     

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7783 در جواب به 7781  ۰۷:۲۱ ۰۱/۰۲/۱۳۸۷

    شهر باستانی گور

    همی راند از کوه تا "شهر گور"                                 
                                             شد آن شارستان پر سرای و ستور    
    (شاهنامه)

    شهر گور در 50 كیلومتری شرق میمند و 6 كیلومتری شمال فیروزآباد واقع شده است. این شهر که شهری دایره ای بوده است به دستور اردشیر بابکان ساسانی ساخته شده است. کاوش های باستان شناسی در این شهر برای نخستین بار توسط "دیتریش هوف"، باستان شناسی آلمانی آغاز شد.
    قدیمی‌ترین رصدخانه ایران، بنابر تحقیقات آنوبانینی در کنار نقوش رنگی شاهزادگان ساسانی در شهر گور فیروزآباد قرار داشته است. این رصدخانه شاهکاری از دانش ایران در آن عصر محسوب می‌شود. پروفسور "دیتریش هوف" در حفاری شهر گور فیروزآباد فارس به سازه‌ای دایره‌ای شکل رسید که پس ‌از مطالعه، مشخص شد؛ قدیمی‌ترین نمونه از رصدخانه‌های به دست آمده در ایران است. بقایای این شهر باستانی از جمله دیدنی های استان فارس محسوب می گردد.

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7784 در جواب به 7781  ۰۷:۲۵ ۰۱/۰۲/۱۳۸۷

      

    قلعه دختر؛ فیروزآباد؛ عکس از آنوبانینی

    قلعه دختر فیروزآباد فارس، از بناهای ماندگار دشت تاریخی فیروزآباد می باشد که از دوران ساسانیان به یادگار مانده است. این قلعه در آستانه دره تنگ آب و در نقطه ای که شیب زمین در آن، یک دروازه طبیعی را به وجود آورده، قرار گرفته است. قرار گرفتن این کاخ بر فراز دشت؛ امکان نظارت بر راه کف دره را که به فیروزآباد منتهی می شود، فراهم آورده است. فاصله دژ دختر از شهر فیروزآباد کنونی حدود 6 كیلومتر می باشد. این دژ مستحكم و نسبتا بزرگ كه بر تمام منطقه تسلط دارد، به احتمال زیاد برای دیدبانی و حفاظت از پایتخت اولیه ساسانیان در شهر گور، به وجود آمده است. قلعه دختر دارای اتاق ها و راهروهای تو در تویی است كه در ساختن آنها از سنگ‌های نتراشیده و گچ ساروج استفاده شده است. این قلعه در مقایسه با بناهای مربوط به اردشیر بابكان، از استحكام كمتری برخوردار است. از ویژگیهای این قلعه داشتن مخزن آب سنگی است كه در دل كوه ایجاد كرده‌اند و در مواقع مورد نیاز احتیاجات قلعه را بر طرف می‌كرده است.
    چنانکه کاوش های قلعه دختر نشان داده، کمربند دفاعی اصلی دژ که خود دارای بازوهای دفاعی پیش آمده است، ارتفاعی در حدود 6 یا 7 متر داشته. کنگره های دفاعی که در دو یا چند ردیف مرتب و متداخل قرار گرفته و پله هایی که به طرف دالانهای نگهبانان می رفتند، در پس راه باریکی به ضخامت تقریبی 50 سانتیمتر قرار گرفته بودند که از رو یا پشت دیوارهای مربوط به فضاهای اسلحه خانه و سربازخانه می گذشت. ساختمان مدور که محل تخت و بارگاه بود و به یک سیاه چال عظیم شباهت دارد، چونان برجی با شکوه بر فراز تپه قد برافراشته است


    قلعه دختر؛ فیروزآباد؛ عکس از آنوبانینی
    قلعه دختر؛ فیروزآباد

    به نظر می رسد که همراه با موفقیت های سیاسی پادشاهان ساسانی، قلعه دختر جای خود را به کاخ بزرگی در دشت، یعنی کاخ آتشکده داده است. اردشیر پس از پیروزی بر پادشاهان پارتی و خود را "شاه شاهان" خواندن، هنوز ناچار بود برای تحکیم قدرت خود بر ایران زمین، درگیر نبرد شود. اما دیگر خطر، اقامتگاه او را در فیروزآباد تهدید نمی کرد. پس احتمالا کاخ کوهستانی، که تنگ و صعب العبور و پذیرایی میهمانان و خوشگذرانی در آن دشوار بود، به عنوان محل اقامت رها شد و جای خود را به کاخی بزرگ داد، که در کنار برکه ای باصفا و پر از درختان قرار گرفته بود. این کاخ بزرگ امروزه به نامهای آتشکده فیروزآباد، کاخ فیروزآباد و آتشکده ساسانی معروف است.

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7785 در جواب به 7780  ۰۴:۰۶ ۰۲/۰۲/۱۳۸۷

      


    شهرستان‌ مرودشت در شمال‌ شیراز واقع‌ شده‌ و آب‌ و هوای‌ آن‌ در نواحی‌ کوهستانی‌ سردسیر و در سایر نواحی‌ معتدل‌ است‌. کاوش‌های‌ علمی‌ تاریخی‌ نشانگر آن‌ است‌ که‌ هزاران‌ سال‌ پیش‌ از آنکه‌ داریوش‌، تپه‌ سنگی‌ را بر دامان‌ کوه‌ رحمت‌ برای‌ احداث‌ کاخ‌های‌ خود انتخاب‌ کند، اقوام‌ متمدن‌ در دشت‌ وسیع‌ مرودشت‌ می‌زیسته‌اند. آثار کشف شده در محوطه ی "اشکفت گاوی" در جلگه ی مرودشت حکایت از زندگی انسان در دوره پیش از تاریخ (85000-35000 سال پیش) دارد. ویرانه‌های‌ شهر باستانی استخر و تخت‌ جمشید بخشی‌ از تاریخ‌ این‌ شهر را به‌ نمایش‌ می‌گذارند.
    شاید بتوان این شهرستان را با وجود تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم و سایر آثار باقی مانده از امپراطوری بزرگ هخامنشی یکی از معروفترین نقاط گردشگری ایران در سطح جهانی نامید. نام آثار باستانی این منطقه که در فهرست میراث جهانی بشریت قرار دارد برای هر جهانگردی نامی آشناست؛ حتی بسیاری از مردم صاحب فرهنگ جهان نام ایران را با نام تخت جمشید (persepolis) و پاسارگاد می شناسند؛ و این مهم لزوم توجه بیشتر به این منطقه و آثار باستانی آن را یاد آوری می کند.

    منبع:سایت جامع گردشگری ایرانن

    در زمینه:
  • 7786 در جواب به 7785  ۰۶:۲۶ ۰۳/۰۲/۱۳۸۷

    مقبره کوروش کبیر

    مقبره کوروش کبیر  


    مقبره کوروش کبیر؛ پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    ناگاه گشت کوروش والا گهر پدید                                  
                                                         در پارس ریخت طرح یکی دولت جوان                          
          (ملک الشعرای بهار)       

    کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پ.م.) شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین و بزرگترین امپراتوری تاریخ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره یکی از شناخته شده ترین پادشاهان تاریخ جهان است. کوروش نخستین شاه و بنیان‌گذار دوره شاهنشاهی هخامنشی در ایران زمین می‌‌باشد.
    کوروش کبیر در میان همه ملل و اقوام و ادیان به نیکی یاد شده است. ایرانیان کوروش را پدر؛ یونانیان، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را مسیح (ناجی و رهاننده) توسط پروردگار به شمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تایید مردوک (خدای بزرگ بابلیان) می‌‌دانستند. درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی وجود دارد و اینکه به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده؛ اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی، این کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌‌باشد.
    تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌‌رسد که برای چند نسل بر انشان (خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینه استوانه شکلی، محل حکومت آنها را نقش کرده است. بر طبق اسناد سلسله هخامنشی به "شاه هخامنش" که در حدود ۷۰۰ پ.م. می‌زیسته است می رسد. پس از مرگ او، "چیش‌پیش" به حکومت رسید. "چیش پیش" نیز پس از مرگش، توسط دو نفر از پسرانش؛ "کوروش اول" و "آریارمنس فارس" در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب "کمبوجیه اول" و "آرشام فارس"، بعد از آنها حکومت کردند. کمبوجیه یکم با "شاهدخت ماندانا" (دختر ایشتوویگو پادشاه قبیله ماد و شاهدخت آرینیس لیدیه) ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

    مقبره کوروش کبیر؛ پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    مقبره کوروش کبیر؛ پاسارگاد

    تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون، و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هریک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس، و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت؛ ایشتوویگو شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. ایشتوویگو تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که ایشتوویگو تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابراین ایشتوویگو دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد.
    ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. ایشتوویگو به مراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، به همین خاطر زاده دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد: وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون اولا کودک به او دل خوش کرده است، دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

    مقبره کوروش کبیر؛ پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    مقبره کوروش کبیر؛ پاسارگاد

    چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و به جای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده به دنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به عهده گرفت.
    سالها بعد روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، (و شاید این علتی باشد برای آنکه کوروش در کتاب مقدس (عهد عتیق) شبان نامیده شده است)  با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازی های خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند.
    پدرش او را نزد ایشتوویگو برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه؛ چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است، زیرا همه آنها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌‌باشم، اختیار با توست."
    ایشتوویگو از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسش هایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است". اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.
    چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای ایشتوویگو آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس ایشتوویگو دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش ایشتوویگو که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم".
     گرچه همانند این داستان در مورد سه پادشاه ساسانی (از جمله اردشیر بابکان) نیز نقل شده است و شاید خالی از افسانه پردازی نباشد لیکن بیشک رگه هایی از حقیقت را میتوان در آن یافت و شاید معتبر ترین شرح حالها درباره پرورش کوروش کبیر باشد.
    کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آنها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرا می‌گرفتند پرورش یافت.
    هارپاگ، بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو شورانید و موفق شد کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد به وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ ساله ایشتوویگو؛ پادشاه ماد، به انتها رسید. اما به گفته هرودوت؛ کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پ.م. پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود. کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد؛ خود را شاه ماد و پارس نامید. در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد. دژ سارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن، سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش، مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته قابل توجه؛ رفتار کوروش پس از شکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را عفو کرد و وی تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم سارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.
    افسانه ای معروف در این زمینه هست؛ که کوروش میخواست برای انتقام، کروزوس را در آتشی بر افروخته بسوزاند، که وی با دیدن آتش فریاد می می زند "آه، سولون، سولون" و وقتی کوروش علت را میپرسد جواب میدهد: روزی از سولون حکیم بزرگ یونان پرسیدم سعادتمند ترین فرد روی زمین کیست؛ و سولون در جواب گفت: انسان را اگر با سعادتمندی بمیرد می توان سعادتمند خواند. حالا منظور او را می فهمم. اینگونه کوروش هم پند گرفته و دستور به خاموش کردن آتش می دهد و او را عفو می کند.
    پس از لیدی، کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق تامین امنیت و تحکیم موقعیت بود و گرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارض بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعا پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس "نابونید" پادشاه بابِل،‌ همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.
    فرمان آزادسازی یهودیان دربند و اجازه بازگشت و بازسازی اورشلیم توسط کوروش بزرگ، باعث گردید بابل، بدون مرافعه در 22 مهرماه سال 539 پ.م. سقوط کند و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند. پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزادمنشی با وی رفتار کرد. در سال بعد (538 پ.م.) هنگامی که او درگذشت، عزای ملی اعلام شد و خود کوروش نیز در آن شرکت کرد.
    کوروش بزرگ در قسمتی از لوح معروف خود در زمینه فتح بابل که از متمدن ترین و با فرهنگ ترین سرزمینهای آن روزگار بود؛ می گوید : "من کوروش هستم، شاه جهان،...شاه شاهان... هنگامی که من بدون جنگ به بابل وارد شدم... ویرانه های آن را آباد کردم و مردم آن را از فقر نجات بخشیدم... برای همه انسانها آزادی دین و مذهب را به رسمیت شناختم ... و صلح و آرامش را برای بشریت به ارمغان آوردم. "
    با فتح بابل، مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد. به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است.
    در مورد ده سال پایانی عمر کوروش اطلاعات دقیقی در دست نیست و هر یک از مورخین به نحوی آن را روایت کرده اند و ماجرای درگذشت کوروش را به نحوی نقل کرده اند در یکی از این روایتها می خوانیم که کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب اقوام وحشی سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می پرداختند به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می کردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، برای جنگ دو راه پیش رو داشت. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کوروش این دو گزینه را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند؛ جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کوروش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرده است. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند؛ پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی رسد. کوروش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کوروش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کوروش به ایران بازگشتند.
    این روایت که به خاطر گزارش هرودوت از ماجرا معروفتر است چند سوال اساسی را به ذهن آنوبانینی متبادر میکند؛ نخست اینکه با وجود توهین های ملکه مزبور به پیکر بی جان شاهنشاه درگذشته ی ایران، که در تاریخ مزبور تشریح شده است؛ چگونه پیکر بی سر کوروش به ایرانیان باز پس داده شده و چگونه جسد از این مسافت دور و با عبور از رودخانه ای عظیم به پارسه آورده شده است.
    دیگر اینکه چطور با وجود ناگهانی بودن این پیشامد بین پسران کوروش بر سر قدرت درگیری پیش نیامده؛ چطور هرج و مرجی که پس از درگذشت کمبوجیه رخ می دهد در این زمان پیش نمی آید (با وجود اینکه کوروش بسیار قدرتمندتر از پسرش کمبوجیه بوده)؛
    چطور ملکه که شاه بزرگی همچون کوروش را از میان برداشته دست از سر ایران بر می دارد و سعی نمی کند ایران را تصرف نماید؟
    چگونه کمبوجیه درست بعد از این پیشامد هولناک و عظیم با خیال راحت و با ارتشی بسیار مجهز و آماده به مصر حمله می کند و تنها حکومت مستقل باقیمانده و یکی از قدرتمند ترین حکومت های آن دوران را به تصرف خود در می آورد و مرزهای ایران را از چین تا ایتالیا و جنوب آفریقا، گسترش می دهد.
    این سوالات و بسیاری از سوالات دیگر باعث می شود که محققین روایت فوق را درست ندانسته و آنچه را که "گزنفون" درباره مرگ مرگ کوروش نقل میکند بیشتر مقرون به حقیقت بدانند.
    به طور خلاصه گزنفون نقل می کند که در ده سال پایانی حکومت کوروش اتفاق چندان مهمی رخ نداده است و پادشاه قدر قدرت ایران در آرامش سالهای پایانی عمر را طی کرده و پایان عمر خود را هم طی خوابی که میبیند از پیش می دانسته.
    بنابر این پیش از مرگ، نیایش کرده و برای خدایان قربانی می کند. و سپس پسران و بزرگان کشور را جمع کرده و چنان که در میان همه پادشاهان ایرانی مرسوم بوده به آنها پند و اندرزهایی می دهد و از جهان رخت بر می بندد.
    چنین است که پس از درگذشت پر افتخارترین و بزرگترین پادشاه جهان که انسانیت و فضایل اخلاقی را در جهان آن روز گسترد؛ مراسم با شکوهی برگزار می شود و شاه شاهان در آرامگاهی که خود از پیش فراهم آورده بود؛ با احترام فراوان به خاک سپرده می شود؛ تا طی بیش از 2500 سال؛ ایرانیان به داشتن چنین اسطوره ای افتخار کنند و با وجود حوادث بسیاری که در این مدت رخ داده، همواره حرمت پاسارگاد و پادشاه قدرقدرتش حفظ گردد.

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7787 در جواب به 7785  ۰۶:۵۵ ۰۳/۰۲/۱۳۸۷

    محوطه تاریخی پاسارگاد (دشت مرغاب)

     

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی

    محوطه باستانی پاسارگاد در فاصله حدود 135 كیلومتری شیراز و در فاصله سه كیلومتری جاده آسفالته شیراز به آباده قرار دارد. دشتی كه پاسارگاد در آن واقع شده، به نام دشت مرغاب نامیده می شود و مساحتی تقریبا 20*15 كیلومتر و ارتفاعی حدود 1200 متر از سطح دریا دارد.

    جاده منتهی به محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    جاده منتهی به محوطه تاریخی پاسارگاد

    به دلیل وجود رودخانه پلوار در این دشت؛ جلگه مرغاب همواره بارور و نشیمنگاه اقوام مختلف بوده است. پاسارگاد بر خلاف تصوری که در میان عامه مردم وجود دارد؛ تنها یک مقبره نیست، بلکه مجموعه ای است گسترده از کاخ ها و بناهای گوناگون که در تمام دشت پاکنده شده اند.

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    کاخ های پاسارگاد، 2500 سال پیش به دستور کوروش کبیر بنا شده است. آرامگاه کوروش، کاخ اختصاصی کوروش، نقش انسان بالدار، کاخ بار عام کوروش، کاخ تشریفات و ساختمان مذهبی (آتشکده) از ساخته های باقی مانده در این مجموعه تاریخی است.

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    اما شاید مهم ترین اثر و در واقع شناخته شده ترین اثر موجود در پاسارگاد همان مقبره کوروش کبیر باشد که به دستور خود او برای خاکسپاریش ساخته شده و بعد از 2500 سال همچنان پابرجا و استوار باقی مانده و همچون نشانه ای از عزت و عظمت ایران خودنمایی می کند. گستردگی بناها و کاخ ها بسیار زیاد بوده به نحوی که به نظر آنوبانینی برای بازدید از همه آنها به چندین ساعت زمان نیاز است، فاصله بناها از همدیگر در مقیاس کیلومتر بوده و به همین دلیل مسیرهای آسفالتی در میان کاخ ها پیش بینی شده که بازدیدکنندگان با اتلاف وقت کمتری موفق به بازدید محوطه شوند.
     

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد؛ عکس از آنوبانینی
    بخشی از محوطه تاریخی پاسارگاد

    در پاسارگاد سه کتیبه از کوروش کبیر به یادگار مانده است که این محل را از این نظر نیز بی همانند می کند. بر سر آرامگاه کوروش در پاسارگاد سنگ نوشته ای هست که بر آن نوشته شده است: “ای انسان هرکه بخواهی باشی و از هر جا که می آیی بدان که من کوروش بنیانگذار امپراتوری ایران هستم. بر این توده خاکی که جسدم را پوشانیده است رشک مبر”.

    منبع: سایت جامع گردشگری ایران

    در زمینه:
  • 7788 در جواب به 7785  ۰۷:۰۷ ۰۳/۰۲/۱۳۸۷

    مجموعه باستانی هخامنشی تخت جمشید (تخت جمشيد، پرسپولیس، پرسه پولیس، پارسه)


    نمایی از تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    سر تخت جمشید جای تو باد                          
                                                 سریر سران خاک پای تو باد                      
    (نظامی)

    تخت جمشید (Ttakht -e- Jamshid) نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.

    مسیر منتهی به تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    مسیر منتهی به تخت جمشید

    آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود120 سال به طول انجامید.
    مجموعه تخت جمشید به وسعتی حدود 135000 متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند.

    پله های وروردی به تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    پله های وروردی به تخت جمشید

    مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها،‌ ستونها، ‌و دو آرامگاه سنگی است. جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند.

    تصویری حیرت انگیز از تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    تصویری حیرت انگیز از تخت جمشید

    در قسمت بالای تخت جمشید، در دامنه كوه رحمت؛ دو آرامگاه وجود دارد كه آرامگاه اردشیر دوم و اردشیر سوم می باشد. تخت جمشید حدود دویست سال محل سكونت شاهان هخامنشی بوده تا اینکه در 330 پ.م. اسكندر مقدونی (که ایرانیان او را گجسته، بنفرین، پلید و دیو خو نامیده اند) آنرا سوزاند. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی می دانند، عده ای دلیلش را جلب خوشنودی و ارضای بوالهوسی های "طائیس" روسپی مشهور آتنی توسط اسکندر دیو خو؛ و برخی این اقدام اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن (و معبد آرتیمیس در آن) بدست خشایارشا می دانند. البته آنوبانینی نظرات دیگری در این باره شنیده است؛ به طور مثال برخی بر این باورند که نابودی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی روی نداده و حتی بر این باورند که پای اسکندر مقدونی هیچگاه به این منطقه نرسیده است.

    مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید

    مقبره اردشیر سوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    مقبره اردشیر سوم؛ تخت جمشید

    درون مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    درون مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید

    از میان کاخ های تخت جمشید کاخ آپادانا از همه قدیمی تر و باشکوهتر بوده است. ساختن این کاخ به دستور داریوش (521-485 پ.م.) در حدود سال 515 پ.م. آغاز شده و سی سال به طول انجامیده است. این کاخ 3660 متر مربع مساحت دارد. تالار اصلی 36 ستونی (6*6) و در شرق و غرب و شمال دارای ایوانهای 12 ستونی (2*6) است؛ مهمترین نقوش تخت جمشید در پله های ایوان شرقی که گویا در ابتدا ورودی اصلی کاخ بوده حکاکی شده اند.  ارتفاع ستون های آپادانا تقریبا بیست متر و بسیار مستحکم بوده؛ به نحوی که تا زمان قاجار هنوز 13 ستون از ستونهایش بر افراشته باقی مانده بود.
    کاخ دیگری که همزمان با آپادانا ساخته شده کاخ داریوش (تَچَر) است که به دلیل آنکه با سنگهای خاص بسیار صیقلی ساخته شده است معاصران آنرا تالار آیینه نامیده اند. این کاخ دارای 12 ستون (3*4) و ایوانی در جنوب با 8 ستون (2*4) است؛ و به عنوان سکونتگاه شاه مورد استفاده قرار میگرفته است.

    بخش باشکوهی از آثار به جای مانده در تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
    بخش باشکوهی از آثار به جای مانده در تخت جمشید

    کاخ مهم دیگر کاخ صد ستون است که ساختن آن توسط خشایار شاه (486-465 پ.م.) در حدود سال 470 پ.م. آغاز شده و بیست سال به طول انجامیده. این کاخ با 4700 متر مربع مساحت وسیعترین کاخ تخت جمشید است؛ که ایوانی 16 ستونی (2*8) درشمال دارد. ارتفاع ستونهای کاخ 14 متر بوده و ساخت آن در زمان اردشیر اول (465-424 پ.م.) پایان یافته است.
    پلکان و